نشست تخصصی سلفی گری در غرب و روسیه؛ ریشه ها و پیامدها برگزار گردید

 در راستای برگزاری سلسله نشست های مرکز مطالعات فرهنگی بین المللی، نشستی تخصصی با عنوان «سلفی گری در غرب و روسیه؛ ریشه ها و پیامدها» با سخنرانی آقای دکتر سیدجواد میری؛ عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و پژوهشگر حوزه روسیه و قفقاز سه شنبه 11/9/93 در محل سالن کنفرانس ساختمان شهید رحیمی، تشکیل شد.

در این نشست که با حضور ریس مرکز مطالعات، مسئول گروه مطالعات اروپاآمریکا، کارشناسان و پژوهشگران حوزه اروپا، روسیه، قفقاز و دیگر علاقمندان برگزار شد، آقای دکتر میری بر لزوم وجود دیدگاه وسیع تری درباره سلفی گری به عنوان یک پدیده چندضلعی که می بایست همه ابعاد آن مدنظر قرار گیرد، تاکید کردند. ضرورت مطالعات میدانی علاوه بر کتابخانه ای، مشاهده شیوه زندگی و عمل سلفیون از نزدیک برای تشخیص و شناخت، همچنین شناسایی دسته های متفاوت سلفی اعم از جهادی و غیره، از دیگر مواردی بود که ایشان برشمردند.

 دکتر میری تحولات عارض بر جریان های سلفی را به 5 دسته تقسیم کردند:

1. مرحله تئوریک و نظری که توسط ابن تیمیه در قرن هشتم مطرح شد.

2. مرحله اجرا از زمان محمدبن عبدالوهاب در قرن سیزده

3.مرحله تبدیل به یک جریان نیرومند توسط نوادگان امرای سعودی

4.مرحله تبدیل اندیشه سلفی به یک ایدئولوژی انقلابی در قرون بیست و بیست و یک در قالب

گروه های جهادی در یمن و جمهوری های شوروی و..

5.مرحله فعلی که در اطراف ایران به صورت گروه های مبارز جنگی تبدیل شده است.

در ادامه ایشان به ریشه های گرایش به سلفی گری در اروپا اشاره کردند:

-اندیشه و تفکر مسلمانان سنی مذهب که اکثرا از آفریقا و هندوستان به اروپا و آمریکا وارد شده بودند، بر پایه اسلام تقلیدی و بدور از هرگونه پویایی بوده است.

-نسل دوم و سوم آنها نیز که اکنون در کشورهای اروپایی زندگی می کنند اکثریت دچار بحران هویت هستند و اسلامی که از پدرانشان به ارث برده اند را در تقابل با جامعه محل زندگی دیده و نگاه و عمل تحقیرآمیز جامعه که آنان را مهاجر و غیرخودی می بیند عاملی ست برای ایجاد خلا هویتی و گرایش به اندیشه های افراطی و پیوستن به گروه های جهادی

به همین دلیل با وجود آزادی و مدنیتی که در جوامع اروپایی وجود دارد گرایش بسیاری میان جوانان مسلمان اروپایی به گروه های سلفی و تندرو دیده می شود.

 وی در ادامه بحث، سلفی گری و افراط گرایی در روسیه را متفاوت از دیگر کشورهای غربی ذکر کرد، چراکه مسلمانان روسیه و بویژه قفقاز تجربه ای تلخ از حاکمیت تزارها و بلشویک ها با خود دارد. برای آنان حاکمان کرملین کافرند و نباید بر مسلمانان حکومت کنند. آنها حتی این نفرت تاریخی را در اشعار و

حلقه های ذکر نیز اشاعه داده اند. عدم پذیرش حکام کرملین برای جوانان جویای تغییر و تحول در این مناطق، بسیار جذاب است و اینگونه در چچن، اینگوشتیا و داغستان و مناطق دیگر، گرایش به افراط گرایی بوجود آمده است.

از طرفی دیگر ماهیت سلفی گری در روسیه و قفقاز با اروپای غربی متفاوت است، از آن جهت که مسلمانان این مناطق خود را مالک و صاحبان سرزمین می دانند و حاکمان قبلی و فعلی را نمی پذیرند. آنان برخلاف مسلمانان وارد شده به اروپا، بومی سرزمین های قفقاز و روسیه هستند و این امر خود بر فضای تقابل آنان با حکومت مرکزی افزوده است.

بحث دیگری که سخنران مطرح نمود، مطالعه و نگاه به این پدیده از دیدگاه و متدولوژی جوامع دین محور در شناخت و درک آن است و نه از نظریات جامعه شناسانی مانند گیدنز و بوردیو و ... آنان در مورد

پدیده های این چنینی که بیشتر مبتلابه جوامع مسلکی و دینی ست، تحلیل علمی و عملی در اختیار ندارند چراکه اساسا درک درستی از آن نمی توانند داشته باشند.

در پایان، مباحث و پرسش هایی پیرامون موضوع نشست توسط شرکت کنندگان طرح و گفتگو و تبادل نظر صورت گرفت.

 

 

/ 0 نظر / 27 بازدید