چارچوب استراتژیک برای دیپلماسی فرهنگی

آمریکا سالها قبل از چین به این مهم رسیده بود که به منظور تأثیر بر افکار عمومی جهان و همچنین پیشبرد سیاست های خود، نباید نقش فرهنگ و ابزارهای فرهنگی را در سیاست نادیده گرفت. «آن استوک» معاون وزیر امور خارجه آمریکا در «اداره فعالیتهای آموزشی و فرهنگی» در گزارش خود در پایان سال 2011، یکی از برنامه‌های فرهنگی این کشور در افغانستان را کارآفرینی برای زنان افغانی و تأثیر بر آنها از این طریق اعلام کرد. شکی نیست که این اداره نقش بسیار مهمی در فعالیتهای دیپلماسی عمومی آمریکا ایفا می‌کند. همانگونه که استاک در گزارش خود بیان می‌کند: زمانی که روابط رسمی بین دو کشور با چالش مواجه می‌شود، دیپلماسی عمومی می‌تواند راه‌حل مناسبی برای پیشبرد سیاست‌ها باشد. بر این اساس آمریکا دیپلماسی فرهنگی را به کار می‌گیرد نه بدین خاطر که چیز زیبایی است بلکه بدین خاطر که استراتژی‌های مدنظر ایالات متحده را محقق خواهد کرد و بدیهی است که فعالیت‌های دیپلماسی فرهنگی باید با دقت هدف‌گذاری شوند.       به عنوان مثال رابطه آمریکا با روسیه در شرایط مساعدی قرار ندارد و احساسات شدید ضد آمریکایی در بین افکار عمومی این کشور به وضوح احساس می‌شود و این درحالی است که روسیه یک ابرقدرت هسته‌ای است و تهدیدی برای امنیت آمریکا به شمار می رود. البته بسیاری از جوانان و دانشگاهیان پذیرا و علاقمند فرهنگ آمریکا هستند بنابراین دیپلماسی فرهنگی تا حدودی می تواند سرمای روابط بین آمریکا و روسیه را از بین ببرد. دیپلماسی فرهنگی همچنین می‌تواند به عنوان بخشی از استراتژی مهار فکری به منظور تأثیر بر ایران و ونزوئلا که به دنبال جذب دوستان بیشتری در جهان هستند، به کار گرفته شود. این مهم از طریق زور انجام نمی شود بلکه از ابزار غیرنظامی به منظور تأثیر بر این کشورها بهره خواهیم گرفت. فرهنگ مثل بقیه چیزها در این دنیا به سرعت در حال جهانی شدن است، این بدین معنی است که ملتها دیگر نمی‌توانند ادعا کنند که در عرصه‌های مختلف فرهنگی دارای مالکیت و برتری هستند. فرهنگ در قلب قدرت نرم جا دارد و این حاکی از آن است که کشورها باید برای رویکردهای دیپلماسی فرهنگی خود از ابزار تفکر و سیاستگذاری بهره مند گردند.     ترجمه: محمد صادق بیگلری کارشناس مطالعات فرهنگی

1. استاد دیپلماسی فرهنگی، روابط بین الملل و روزنامه نگاری
/ 0 نظر / 29 بازدید